asemanesakht

asemanesakht

http://asemanesakht.persianblog.ir

آسمان سخت

آسمان سخت

آسمان سخت

مسافر شب و مه

 

مسافرشب و مه بی پناه درباران

بدون چترو عصا و کلاه درباران

مسافری که زشهرغروب میآمد

و رهسپاربه شهر پگاه درباران

بلور ابرسپیدی به رنگ غمهایش

تمام حرف دلش بود- آه - درباران

برای گفتن دردش مناره ای میخواست

به عمق تیره ی دلگیرچاه درباران

درآسمان نگاهش که حوض آبی بود

نشسته بود گل خیس ماه درباران

شبیه عمرسرو ته ؛ شبیه شوق غمین

همیشه پاک شبیه  گناه درباران

نمی چکید از آئینه های چشمانش

از آفتاب همیشه سیاه درباران !

بجز سکوت و شب و شعرهای ناگفته

بجزدرست ترین اشتباه درباران

بروی جاده ی بی رهگذرترین خاکی

زمخت و سخت شبیه رفاه درباران

کسی که باور او مثل بت مقدس بود

شبیه آینه های سیاه درباران

شبیه دخترخیس نجیب افکارش

میان مه زدگی گاه گاه دربارن 

همیشه اول هرشب مسافرخود بود

به سمت راه سحر بی پناه در باران

 

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۸ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات ()

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب پرشین بلاگ